ارديبهشت ماه بود.
طبق معمول با يك قلم و يك تكه كاغذ توي اتاق انجمن اسلامي !! سر گرم كشيدن كاريكاتور بودم....
فضا فضاي انتخاباتي بود.اعضاي دلسوز!! انجمن در به در دنبال افرادي لايق !! براي كانديداتوري در انتخابات شوراي مركزي مي گشتن
خوب افراد نا لايق كه خودشون كانديد شده بودن براي همين افراد لايق !! رو سريعا در سطح دانشگاه (موسسه) جست و جو كردن و حدودا سه ، چهار نفري رو پيدا كردن و تا وقتي من كاريكاتور رو روي همون يك تكه كاغذ كشيدم اين افراد لايق!! همونجا توسط اون افراد دلسوز!! براي اولين بار عضو انجمن اسلامي شدن و خب در پي اون عضو رسمي شدن و در نهايت نامزد انتخابات شوراي مركزي.....!!
طبيعتا تا همچنين افراد لايقي !! در دانشگاه(موسسه) وجود دارند جايي براي افراد نا لايق در انجمن نيست ، حتي اگر اين افراد نا لايق تمام طول دوره ي گذشته رو در انجمن حضور فعال داشته باشند....
خوب اين افراد لايق!! دستاورد هايي هم تا به الان در انجمن داشته اند كه انصافا نمي شه اون ها رو ناديده گرفت
مثلا حضور فعالشون در استقبال از ورودي هاي 87 و بعد از اون رها كردن وسايل انجمن در كنج محوطه در زير پنجره هاي سرويس هاي بهداشتي البته در مجاورت عطر گل هاي رز.... و تا جمع آوري اون ها و آغاز به كار انجمن جديد با افرادي لايق!! چند ماهي به طول انجاميد.
برگزاري هرچه باشكوه تر جشنواره ي غذايي!!
برگزاري طرح 3 فوريتي شب يلدا...!!
البته فعاليت هاي چشم گيري همچون سخنراني صادق زيبا كلام رو نمي شه ناديده گرفت.
يك فعاليت ديگه هم كه مي شه اشاره كرد اگر چه زحمت و پيگيريش در دوره هاي قبل كشيده شده بود و حالا در اين دوره بر حسب اتفاق رخ داد بزرگ شدن فضاي اتاق انجمن بود....
لازم به ذكر هست كه اين دوره هيئت معتمديني وجود نداشت و مجمع عمومي اي كه بعد از كلي زحمت براي تشكيل هيئت معتمدين تشكيل شد چون دو تن از همون افراد لايق!! با بيشتر اعضا تماس گرفته بودند و اطلاعات نادرست داده بودن ،جلسه به رسميت نرسيد و تشكيل نشد.
تا چند روز پيش كه بالاخره پرده اي مبني بر برگزاري مجمع عمومي در دانشگاه(موسسه) مشاهده شد.
در طول اين مدت اين افراد لايق!! به خواب زمستوني فرو رفته بودن فاين رو مي شد با يك نگاه به اتاق مذكور دريافت كرد...
خوب من هم عين بقيه ي اعضاي رسمي راهي اتاق 213 شدم (اگر چه از شماره ي اتاق مي شد يه حدس هايي زد ولي با بي توجهي به مسيرم ادامه دادم) هنگام ورود صدايي مبني بر اينكه"متاسفانه واسه شما دعوت نامه صادر نشده" من رو به خودم آورد.خوب اين يعني آقاي "ع.ل.ي.ح.س.ن.پ.و.ر" بنده و اين طور كه بعدا معلوم شد عده اي ديگه از اعضاي رسمي رو كه امكان داشت بر خلاف حرف هاي ايشون نظري داشته باشن رو از رسميت در انجمن ساقط فرموده بودن.ج.ياي دليل شدم ولي خوب چون دليل قانع كننده اي نداشتن از پاسخ دادن سر باز زدن..
خوب من به ليل بي حوصلگي كه داشتم و احترامي كه براي آقاي "ح" كه از همه ي افراد دانشگاه بزرگتر و مسن تر هستند!! قائل مي شدم در اون جلسه ي كذا شركت نكردم.
البته طبق ماده ي 11 اساسنامه انجمن اسلامي تمام دانشجويان موسسه اموزش عالي سجاد حق حضور در جلسه مجمع عمومي رو دارا هستند ولي حق راي فقط مخصوص اعضاي رسمي است.ولي با وجود اين از ورود اينجانب و تعداد افراد ديگري كه ممكن بود در جلسه بر خلاف نظر اون ها راي بدن ممانعت به عمل اومد.
و در آخر من فكر نكنم در تاريخ دانشگاه سجاد نه تا به حال داشتيم و نه بوجود خواهد امد كه يك فرد به ظاهر منطقي ايچنين به فضاي انجمن، نام انجمن و تمام مسائلي كه به انجمن مربوط مي شه گند بزنه....
پ.ن: در همين جا از تمام افراد نا لايق صميمانه پوزش مي خوام
پ.ن:بعدا يكي ازطرف من به اين جناب "ح" بفرمايند كه آخرش دبير يا رئيس انجمن اسلامي هستش ديگه....
آيا واقعا مي ارزيد به خاطر يك پست يه ساله اين طوري وجه ي خودش رو توي دانشگاه خراب كنه؟؟؟
پ.ن: همين جا از خداوند مي خوام كه اگر جناب "ح" ميخواد به همين روش زندگي كنه هيچ پست مهمي عايدش نشه چرا كه عواقب جبران ناپذيري به دنبال خواهد داشت.
پ.ن:از شما خواننده ي گرامي هم به خاطر لحن تندم پوزش مي خوام